بیکارها سرکارند!
ميپرسيد كي بود؟!يادم نيست.خيلي وقت پيش بود.همان وقت كه دوست آقاي كار گفت: با بودجهاي كه در نظر گرفته اند قرار است دوتايي با آقاي كار، دوميليون و خوردهاي مردم را سر كار بگذارند. من هم تا خبر را شنيدم از روي بيكاري رفتم توي صف آن دوميليون و خوردهاي آدم بيكار و منتظر بودم تا ببينم چه كار ميكنند.اميدوار بودم اين وسط كاري هم براي من جور كنند. راستش اول توي صف خوردهاي ها بودم. اما يكي گفت:خورده اي ها هيچ وقت به چشم نميآيند. من هم بدو بدو دويدم و رفتم توي صف آن دوميليون آدم بيكار ايستادم.ما همه با هم سالها ايستاديم و ايستاديم تا اينكه حتا زير پايمان علف سبز شد..ميدانم، الان ميپرسيد: پس علفها كو؟!باور كنيد نميدانم.با اينكه گرسنه بودم اما از آنجا كه توي اين مملكت هيچ چيز هركي هركي نيست.علف ها را آمدند و بردند..و چون از روي بيكاري زير پاي ما علف سبز شده بود و آنها هم بيكار نيستند كه به بيكارها پول مفت بدهند،ما فقط نگاه كرديم.من چه ميدانم! شما بايد بهتر بدانيد. نميدانم كي از كجا فهميد و آمد همهي علف ها را با خودش برد.لابد الان ميخواهيد بپرسيد كجا برد؟!من چه ميدانم كجا برد؟! اما شايعه شده كه قول دادهاند در راستاي اشتغال زايي قرار است علفها را بدهند به گاوداريها.آنها هم كه گاوشان زاييد و شير داد و شير توي شهر ما زياد شد،قسمتي از از آن دو ميليون نفر كه خدمتتان عرض كردم را كه يكي هم خودم هستم،در يكي از كارخانههاي لبني استخدام كنند.
چرا اين سوال را دوباره ميپرسيد؟!من كه گفتم:از اولش بيكار بودم! وقتي ديدم آقاي كار فرمودند:كاري كه براي دوميليون و خوردهاي در نظر گرفته است يك ميليون و خوردهايش براي كساني است كه قبلن سركار بودند و اين يعني كار براي همانهايياست كه كوتاه مدت بيكار بودهاند،خب ديدم اينطور سرم بيكلاه ميماند و به قول آقاي كار اگر توي صف بيكارهاي قبلن كاردار باشم حتمن باز هم سركارم، دوباره دوييدم و توي صف خوردهاي از خوردهايها ايستادم.چرا ميپرسيد:چه اتفاقي افتاد؟! خب معلوم است آقاي كار آمدند و فرمودند: كه آن دستهاي كه من توي صفشان هستم كساني هستند كه جابهجايي مشاغل دارند.يعني كسي كه بيكار است بايد با بيكارها جابهجا شود..من هم ديدم اگر توي اين صف بمانم دوباره سركارم. دويدم و دويدم و به صف بعدي رسيدم. توي صف بعد هم آقاي كار آمد و فرمود: كه قرار است توي اين صف از مشاغل خانگي حمايت كند.آخرپدرجان! خدا خيرتان بدهد! من چه ميدانستم مشاغل خانگي چيست؟! من از بچگي جارو كردهام،شستهام،روفته ام و هزار كار ديگر انجام دادهام.اين بار آخر هم سيفون توالت خانهمان را هم خودم تعمير كردم.نه اينكه بخواهم كسي را از كار بيكار كنم.مساله اين بود پولي نداشتم به آقاي سيفوني بدهم.فكر كردم اين كارها را ديگر مردم خودشان توي خانه انجام ميدهند و شايد اين هم يكي از همان مشاغل خانگي باشد.پيش خودمان بماند شما هم زياد حرص بيكاري ايشان را نخوريد.توي صف قبلي كه بودم ديدم آقاي سيفوني هم توي صف ايستاده بود وگرنه من كي كار دست كسي دادهام كه از كار بيكار شود.من فقط سيفون خانه را خودم تعمير كردم و تنها كار اشتباهي كه كردم اين بود كه آن را محكمتر نكشيدم و ايشان اعتراض كردند كه كارم را بلد نيستم و فقط قصدم اين بوده از كار بي كارشان كنم.
"ستاره كلهر"منتشر شده در روزنامه نوزده دي
"در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند: حرف حساب جواب ندارد!"ستاره كلهر"