وعده را داد و گفت:سنگين است!
اما خيلي از آنهاكه فكر ميكنند آدمهاي زرنگي هستند و مو را از ماست بيرون ميكشند،اينجور وعدههاي سر خرمن را جايي يادداشت كرده و روي در يخچال ميچسبانند،و روي روزشمارهاي تقويم ديواريشان هر روز يك ضربدر قرمز ميكشند تا صبح روز موعود خورشيد طلوع نكرده،ميان خواب و بيداري مچ طرف مقابل را بگيرند.
اما اگر ايشان آدم زرنگي بودن بايد به جاي اين جنگولك بازيها و هر روز خط و نشان كشيدنهاهمان روز اول يك نگاهي به اوضاع اقتصادي ميانداختند و به جاي كلاهشان،عقلشان را قاضي ميكردند كه آيا اين همه مشكلاتي كه طي چند سال روي هم انباشته شده است چطور ميتواند در عرض صد روز حل شود،اگر علاءالدين و چراغ جادويش هم بود و همه غولهايش را با هم بيرون مياورد هرگز نميتوانستند اين گره را بازش كنند تا الان نيايند و هي حرف از گذاشتن و برداشتن كلاه بزنند.
شايد خيليها بگويند: وقتي امكانش نيست،پس وعدهش براي چيست؟بايد در جواب ايشان دوباره دست به آبديت كردن ضربالمثلها زد و گفت:وعدههاي انتخاباتي نه جنسش از چين است،بلكه اقتضاي طبيعتش اين است.يا بهتر بگوييم كه از كرامات انتخابات اين است،وعده را داده،بگويد: سنگين است!
اما با اين تفاسير با وجود اينكه بعد از انتخابات شاهد يك سري اتفاقاتي بوديم كه به مزاج خيليها خوش نيامد،مثل: گراني خودرو و جلوگيري از سقوط قيمت دلار،گران شدن محصولات لبني كه دست خيليها را كوتاه كرده و پنير و شيرو ماست بر نخيل! و از آنجاييكه با اينكه ما توي اين مملكت كارهاي نيستيم و فقط هر روز يك چيزهايي در اندازهاي يك نقطه ته خط گوشه ستون همين روزنامه را خطخطي ميكنيم كه آيا كسي ميخواند يا نه!يا خانم خانه شيشه را خيلي تميز ميكند كه دنيا را بهتر ببيند و عموسبزي فروش چطور با اين روزنامهها تا ميكند،به خيال خيليها خيلي سرمان ميشود و هر روز بايد پاسخگوي مردم ساده و مهرباني باشيم كه بعد از آنهمه فشار گراني در دوره گذشته هنوز چشم اميدشان به واريز يارانههاست كه ميپرسند: آيا قطع ميشود يا نه؟!پي به آن برديم كه اخبار برداشتن يارانهها در اين صد روزموجب ايجاد استرس صدبرابري صد روز پيش شده است.اينها اتفاقاتي بود كه وعده داده شده بود حل شود.حالا چه شد كه از نظر خيليها نشد،از اولش هم معلوم بود و گفتنش حرف اضافه زدن است.
اما با اين همه نبايد بي انصاف هم بود.يادمان كه نرفته است.اوضاع اقتصادي ممكلت تا چهار ماه پيش چه وضعي داشت.هر روز يكي از اقلام ضروري خانواده سوژه محافل و مجالس طنز ميشد.ميتوان گفت:در اين صد روز حداقل كاري كه صورت گرفته است اين است كه ديگر از معروف شدن قند و چاي و تايد و صابون خبري نيست و همه آرام و بيسر و صدا سر جايشان نشستهاند..
صد روز صبر كه چيزي نيست، ما هم مثل همه مردم عادي شده صدسال هم صبر ميكنيم تا اوضاع معيشتيمان از اين درياي مطلاتم گراني به اميد خدا در ساحل امني بنشيند.چرا كه از قديم هم گفتهاند:سختيش صد سال اوله!
منتشر شده روزنامه نوزده دي/ستاره كلهر
"در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند: حرف حساب جواب ندارد!"ستاره كلهر"