اگر مرد بودم روز زن...
نوشته من كاملن زنانه است. ورود آقايان ممنوع! پیش می آید٬دوكلام حرف حساب خودماني است كه بين ما زنهاست.نميخواهيد كه خدايي نكرده بگويند فلاني قاطي زنها نشسته است؟!
من هيچ وقت دلم نميخواست مرد باشم.به نظر من مرد شدن اتفاق وحشتناكي است.به خاطر روز زن هم شده من عمرن دلم ميخواست مرد باشم.اما از حق نگذريم زن بودن هم دشوار است.خدا بهتر ميداند احساسي كه روز زن،هنگام مقايسه كردن كادوهاي تولد شوهران به زنها دست ميدهد اگر به يك مرد دست ميداد،يا معتاد ميشد يا در افق محو شده ديگر اثري ازش باقي نميماند.
دنياي چشم و همچشمي زنانهي ما در طول سال رنگش آنچنان پر رنگ نيست اما آن يكشب چشم پرندهها، چرندهها و خزندهها را هم كور را ميكند.بيچاره،به خيال خودش بهترين كادوي دنيا را گرفته است.لابد خيال كرده نفس كار مهم است.نميفهمد بين مريخيها و ونوسيها تفاوت فرهنگي زيادي است.آنچه كه در نظر مريخيها زشت است در نگاه ونوسيها ايدهآل و زيباست.آنها همه چيز را برعكس ميبينند.خودم شنيدم يكي از همين مريخيهاي كج سليقه ميگفت: وقتي ميخواهي براي يك زن هديه بگيري،توي بازار بگرد،زشتترين جنس موجود را بخر. خواهي ديد كه چگونه ذوق زده ميشود.
اين نوع هديه خريدن شايد آسانترين نوع خريد برايشان باشد.اما روز زن فرق دارد.همين يك روز است و زرق و برق طلايي كه قرار است فردا چشم زنان دوست و آشنا را از حدقه دربياورد.به ما هم مربوط نيست توي دل مرد چه ميگذرد. آْيا اين هديه را از ته دل خريده،يا براي حفظ و امنيت جان خودش است.شايد هم زير بار قرض و قوله هم رفته است.جمع ما كه زنانه است، خودمانيم.اين مردها يك تختهشان كم است.اگر من مرد بودم بي شك خيلي زرنگ بودم جهت فرار از هدیه ی روز زن در اول هفته نقشهاي براي يك دعواي حسابي با نسوان جماعت ميكشيدم.دو روز كه ميگذشت و قضيه روز زن و اين حرفها ختم به خير ميشد با يك شاخه گل و يك شام شاعرانه توي يك رستوران تا سال بعد و دعواي بعدي از دل خانم در ميآوردم.
خدايي بايد به آن بيچارهها حق داد كه خريد هديه برايشان سخت باشد.هديه روز زن با اوضاع بازار طلا و سكه ...خدا بهشان رحم كند.يك ماه بعد هم كه لحظه جبران برسد. قرا ما فروشگاههاي لباس مردانه،انگار با آماري هم كه به دست اين جماعت رسيده خودشان انتظاري هم ندارند و ميدانند بيشترين آمار هديهها روي عرق گير و جوراب بوده و خواهد بود.حالا شايد گاهي اين ميان از هر هزار نفر يك نفر هم به ما خيانت كرده، با كه يك ادكلن يا يك پيراهن دنياي مردانهشان را غافلگير كند.
روز زن رسید و زنهايي كه قرار است در اين روز هديه بگيريم:براي آقايان ذ/كور حماعت عبارت هستيم از:مادر زن كه مهمترين و سرنوشتسازترين زن روي زمين است. اگر اراده كند ميتواند زندگي يك مرد را در حد فاصله چند ثانيه شبيه يك سونامي زير و رو كند.زن، كه پس از مادر زن موجودي است مهم و در عين حال مهربان،لطيف و ظريف،اما پشت اين ظرافت ديناميت خطرناكي است كه براي انفجار يك اقيانوس بين قارهاي هم كافيست.اما زن سوم مادري كه همينكه حالش را بپرسي كافيست.با اينكه به زبان نميآورد ته دلش مطمئن است كه كادوي مادرزن پسرش كجا و كادوي كه او گرفته كجا!؟!اما با اين حال هميشه خوشحال و راضي است.
"در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند: حرف حساب جواب ندارد!"ستاره كلهر"