چوپان دروغگو!

               ميگن:يكي بوده، بعد، يه عالمه ديگه هم اينور توي ده بودن.اونايي كه تو ده بودن كلي هم گوسفند داشتن. مي‌دن دست اين يكي كه يه دونه هم گوسفند نداشته،بهش مي‌گن:سلام عليكم.حال شما خوبه؟! با اجازتون شما چون خيلي خوشگلي چوپون اين گوسفندا باش، ما بريم اونور سر زمينامون. بعد اون ميشه چوپونو،خلاصه،فرداش گوسفتدارو برمي‌داره ميره مي‌شينه اون بالا! يه كم مي‌گذره مي‌بينه حوصله‌ش سر رفته، با پشكلاي گوسفندا بازي مي‌كنه.مي‌بينه فايده نداره!يه ديقه ديگه گوسفندا رو دنبال مي‌كنه،بعدش الكي شلنگ تخته مي‌ندازه واسه خودش.
مي بينه نه!حوصله‌ش سر رفته،گوسفندا هم كه خيلي گوسفندن حاليشون نيست.يهو يه فكري مي‌زنه سرش كه چي؟! بذا دروغكي بگم: گرگه اومده! بلكه يكي بياد حوصله‌م بياد سر جاش!
بعد هي داد مي‌زنه: آي هوار ملت!گرگه اومد گوسفنداتونو دريدا!
ملت دو،ويدن رفتن بالاي اينور ديدن،بي‌تربيت دروغ گفته! بعدم نشسته خخخخخخخخخ! داره هي بهشون مي‌خنده!
فرداشم دوباره اين چوپونه اومد اينور سر گوسفندا،بازم كاراي روز قبلو تكرار كرد، ديد نه فايده نداره!
 با خودش گفت:ضايعه اگه بخوام بازم دروغكي بگم: گرگ اومده!. بذا يه كم ديگه شلنگ تخته بندازم، شايد حالم بهتر شه. بعد يه كم ديگه شلنگ تخته انداخت واسه خودش، ديد اي بابا اينطور نميشه كه؟! هنوز ساعت دهَم نشده!
رفت همون جاي ديروزي نعره زد:آي هوار ايندفه ديگه ارواح عمه‌تون گرگ اومده!
ملت ديدن قسم داده،اونم به كي؟! به عمه! دو،ويدن اومدن اينور بالا اين دوباره شروع كردش، خخخخخخخخ! خنديدن به ريش همه دهاتيا!
خلاصه اين كارو چند روز رد هم كرد تا اينكه دهاتيا ديدن اسگل شدن گفتن: ديگه هرچي عربده كشيد ولش كنيم به حال خودش!
فرداش اين چوپونه يه لب‌تاپ پيدا كردش باش رفت تو اينترنت! اينترنتم كه لامصب همه‌جاش فيلتر بود. اينقد تو اين سايت و اون سايت دنبال فيلتر شكن گشت.ديد كلي سايت هست كه دارن فيلترشكناي جورواجور مي‌فروشن.بهش مي‌گن پروكسي و ساكس و وي‌پي ان و اينجور زهرماريا. خلاصه اون كه  نمي‌تونست به كسي اعتماد كنه.  اينقده گشت تا تونست يه سايت معتبر پيدا كنه كه تحت نظارت اينا هم باشه. خلاصه يه وي پي ان هم خريد ديگه با اجازتون.
خداوكيلي! اونروز اصن نفهميد وقت چجوري گذشت. دم غروب شده بود خواست گله رو جم كنه بياره ده، ديد اي داد بي داد يه گرگي وايساده جلوش، عينهو گودزيلا!
چوپونه وحشت كرد، داد زد:آي هوار ملت!گرگ اومده زودي بياين! ملتم كه همه مث سردبير ما با ادب!حرف بد نمي‌زدن كه!  گفتن:شما شكر نوش جان كردي!ما ديگه نمي‌يايم!
چوپونه گفت:بابا پاشين بياين خجالت بكشين. من الان لب‌تاپ دارم،اينترنت و وي پي ان دارم،مرض ندارم دروغ بگم كه؟! ملتو بگو:خخخخخخخخ! خنديدنو گوش نكردن!
گرگه اومد بپره به گوسفندا. اين يارو چوپونه به گرگه گفت:يه كم صب كن!
گرگه صب كرد ببينه اين چيكار مي‌كنه. يهو اين داد زد: هركي بياد، من لب‌تاپمو قرعه كشي مي‌كنم مي دم بهش!
ملت يهو دو،ويدن گرگه تا اونا رو ديد فك كرد به خاطر اون اومدن در رفت. از اينورم اين يكي يه دوزاري ازملت گرفتو لبتاپشو قرعه كشي كرد داد به يكيشون. بعدم با پولي كه با قرعه كشي به دستش اومده بود رفت يه لب‌تاپ فروشي زد. چوپونيم ول كردو  ديگه هيچوقتم دروغ نگفت، همه چي هم به خير و خوشي تموم شد.

منتشر شده در روزنامه نوزده دي

عرض اتاقهای ارزی!

           حتمن شما نيز شنيده‌ايدكه دوستان اتاق ارزي ساخته‌اند كه ورودي آن به عرض يك دلار باريك است.هر نوع ارزي وارد اين اتاق مي‌شود،.بدون هيچ تغييري.به همان باريكي هم خارج مي‌شود.اگر هم نشنيده‌ايد يا چيز زيادي نمي‌دانيد برايتان در اينباره توضيحاتي مي‌دهم تا بيشتر بدانيد.از منابع بسيار موثق شنيده‌ايم ساختار اين اتاق از روي كتاب هاي باستاني مهندسي اهرام مصر ثلاثه برداشته شده و البته بنا بر تغييرات و امكاناتي كه در آن زمان نبوده و اكنون با پيشرفت علم به دستشان آمده، حتا از آن هرم‌هاي بي در و پيكر هم شگفت انگيزتر و دست نيافتني‌تر است. اين اتاق‌ شگفت انگيز پيچ درپيچ طوري ساخته شده است كه ارزها را همان‌طور كه هست تر و تازه شبيه روز اول نگه مي‌دارد حتا از موميامي‌هاي مصر باستان هم دست نخورده‌تر. طوري كه اقتصاددانان زيادي با ديدن اين ابتكار انگشت حيرت به دندان گرفته و سر به كوه و بيابان گذاشته‌اند و همانطور كه با دوربين‌هاي ماهواره‌اي رويت شده از آنطرف زمين بيرون زده و همچنان در فضا به سرعت نور هنوز در حال دويدن هستند.
دماي اين اتاق، ارز و سكه و قيمت هر چيزي را كه شما در توهمتان فكر مي‌كنيد كه در صرافي ها و همچنين كنار خيابان‌هاي اصلي موجود است را حتا يك درصد صعودي اگر بالا برود را به طور دقيق نشان داده  و زنگ خطرآن  به صدا درمي‌آيد. در دماي حاصله در اين اتاق امكان ندارد درجه ارزي به اندازه يك‌صدم ريال كشورمان هم متغير شود.حتا به نقل از همان اخبار موثقه شنيديم در اين مدت كوتاهي كه شما فكر مي‌كنيد در صد همه چيز به نوك هرم رسيده است اتفاقن هيچ تغييري نكرده و همانطور بوده كه هست و اين اتاق همچنان كار خود را به طور اتوماتيك درست و بي هيچ اشكالي انجام مي‌دهد.
البته اين را هم بگوييم گاهي اوقات اتفاقات نادري هم مي‌افتد كه چندان ارزشي هم ندارد. مثلن: وقتي مي‌خواهند ارزي را از اين اتاق‌ خارج كنند،يك صفر به عنوان عوارضي به آن وارد مي‌شود و صد در صد كه اين صفرها نيز هيچ ارزشي نداشته و تاثيري روي فرسوده شدن ارز ريالي ما ندارد..اين امر طبيعي در مومياهي‌هاي مصرهم اگر دقت كنيد اتفاق مي‌افتد غيرقابل كنترل بوده و هست.باز هم تاكيد مي‌كنيم كه در مورد صعود ارزش ارزي بيگانه و سقوطريال وطني  نسبت به موميامي ها نود و نه درصد و نيم كمتر است.
باز هم به كرات از اخبار موثقه‌مان مي‌شنويم كه هواي داخل اين اهرام كاملن خوب است و ارز بيگانه در سلامت كامل عرضي خيلي نازك و كم به سر مي‌برد طوري كه به پوسته نازك داخلي پياز شباهت بيشتري دارد .اين‌ها را گفتيم تا بدانيد هر آنچه در باب وخيم بودن حال ارز وطني شنيده‌ايد همگي كذب محض است.
و در مورد شايعات مندرجه در رابطه با اين اتاق كه گويا شايعه شده اختلالاتي پيش آمده ارز بيگانه را هر چقدر با عرض كم وارد اين اتاق مي‌كنند، با عرضي به طولي چندين بسته تراول ناقابل چرك كف دست كه خودشان هم معتقد بودند چه كسي داده و يا چه كسي گرفته، خارج مي‌شود. شايعه‌سازان همچنين به دروغ شايعه كرده‌اند: انگار نويزگير اتاق ارزي خراب است و ارز همانند برق منطقه‌اي دچار نواساناتي شديد شده است كه هر آن امكان دارد سيستم‌هاي بازار و صرافي‌ها را بسوزاند.با اين حال شايعه سازان به اين موضوع رضايت نداده و پا را از اين باب هم فراتر گذاشته گفته‌اند: ‌اين نواسانات در حد زلزله‌هاي چندين ريشتري بوده كه گويا موجب شده نرخ ارز از نوك هرم اتاق ارزي مثل آتشفشان  کوه کراکاتو اندونزی فوران كرده و اين فوران موجب مفقود شدن ارزش ارز ريالي وطني در برابر ارزهاي روي زمين حتا يالقوزآباد شاخ آفريقا شده است.
نگران نباشيد كه اين موارد در حد شايعه و حاشيه سازي است.چرا كه هيچ منبع موثقي در اين‌باره هنوز مدركي ارائه نداده است و شايعات  مربوطه موثق نبوده است. طبق گزارشات واصله از اتاق ارز، عرض نواسانات آنقدر درصدش پايين است كه هيچ كس لرزه اي را حس نكرده و نمي‌كند.به طوري كه از يك منبع موثق در اين اتاق شنيديم وقتي در اتاق بودند.اين لرزش را فقطدر حدي حس كرده بودند كه گويا مورچه‌اي از يك  كشور بيگانه در حال بازي بيس‌بال با دوستش روي سقف هرم ما مي‌باشد.
با اين حساب به شما قول مي‌دهيم دلار كه سهل است، عكس رويش هم هيچ غلطي نمي‌تواند بكند و ما در هر صورت مشت محكم بر دهان كسي مي‌زنيم كه چشم چپ به اين آب و خاك در هر حالتي بياندازد!.هر چه هست به خودمان مربوط است و به هيچ كس ربطي ندارد!

 

"ستاره كلهر"منتشر شده در روزنامه نوزده دي

اين خونه رو كي ساخته

اين خونه رو كي ساخته
اوستاي بنا ساخته
تنهاي تنها ساخته
با چوب نعنا ساخته...

ديو اومد!
كدوم ديو؟!
ديوي كه توي خواب بود؟!
كدوم خواب؟!
خوابي كه روي آب بود...

تو خواب بودي ديوونه!
تويي كه شدي بي‌خونه...
زلزله بود، ديو كجا بود ديوونه؟

كدوم كدوم زلزله؟
همون كه رفته بود بم
يواش يواش و نم نم
بي صدا رف به شيراز
قايمكي مي‌زد ساز
وقتي كه رف به تبريز
يكهويي رفت و ريز ريز
همون كه با غلغله
تو تركا كرد ولوله!

كدوم كدوم ولوله؟
همون كه مشدي رو يهو بيدار كرد
روي الاغ سوار كرد...
كدوم كدوم مشدي بود؟
همون كه رو هشتي بود
همون كه رفت و جار زد
رو پشت بوم هوار زد...
چي گفتش؟!
گف كه مي‌خواد:"اِولَري از نو بسازه دوباره"
كيشي كيمين! كار بكنه بيچاره؟!

اين درو نبسته‌ مشدي
اون درو نبسته مشدي
سوار شده‌ش به كشتي
رفت و رسيد به هشتي

چيكار كرد؟!
يه كاري!
چه كاري؟!
نوشت يه يادگاري
سوار شدش به گاري
يه تنه اومد و تاختش
رسيد يه خونه ساختش

كجا ساخت؟!
همونجا؟!
اونجا كجاس؟
يه جايي!
يه جا كجاست؟
تو قصه!
قصه كجاس؟
تو غصه!
غصه‌هه رو كي خورده‌‌ش؟
الاغ مشدي خورده‌ش!
يادگاري رو برده‌ش!
جاش يه خونه اورده‌ش

خونه چي شد؟
خونه‌هه پشمكي بود
ديواره كشككي بود
خونه رو آب برده‌ش
مشدي رو خواب برده‌ش!


"ستاره كلهر"منتشر شده در روزنامه نوزده دي