اين خونه رو كي ساخته
اوستاي بنا ساخته
تنهاي تنها ساخته
با چوب نعنا ساخته...

ديو اومد!
كدوم ديو؟!
ديوي كه توي خواب بود؟!
كدوم خواب؟!
خوابي كه روي آب بود...

تو خواب بودي ديوونه!
تويي كه شدي بي‌خونه...
زلزله بود، ديو كجا بود ديوونه؟

كدوم كدوم زلزله؟
همون كه رفته بود بم
يواش يواش و نم نم
بي صدا رف به شيراز
قايمكي مي‌زد ساز
وقتي كه رف به تبريز
يكهويي رفت و ريز ريز
همون كه با غلغله
تو تركا كرد ولوله!

كدوم كدوم ولوله؟
همون كه مشدي رو يهو بيدار كرد
روي الاغ سوار كرد...
كدوم كدوم مشدي بود؟
همون كه رو هشتي بود
همون كه رفت و جار زد
رو پشت بوم هوار زد...
چي گفتش؟!
گف كه مي‌خواد:"اِولَري از نو بسازه دوباره"
كيشي كيمين! كار بكنه بيچاره؟!

اين درو نبسته‌ مشدي
اون درو نبسته مشدي
سوار شده‌ش به كشتي
رفت و رسيد به هشتي

چيكار كرد؟!
يه كاري!
چه كاري؟!
نوشت يه يادگاري
سوار شدش به گاري
يه تنه اومد و تاختش
رسيد يه خونه ساختش

كجا ساخت؟!
همونجا؟!
اونجا كجاس؟
يه جايي!
يه جا كجاست؟
تو قصه!
قصه كجاس؟
تو غصه!
غصه‌هه رو كي خورده‌‌ش؟
الاغ مشدي خورده‌ش!
يادگاري رو برده‌ش!
جاش يه خونه اورده‌ش

خونه چي شد؟
خونه‌هه پشمكي بود
ديواره كشككي بود
خونه رو آب برده‌ش
مشدي رو خواب برده‌ش!


"ستاره كلهر"منتشر شده در روزنامه نوزده دي