گاهي اتفاقاتي براي آدميزاد مي‌افتد كه توضيحش كمي سخت است و نمي‌توان براي آن هيچ دليلي پيدا كرد.اما من معتقدم براي هر اتفاقي بايد يک دليل منطقي وجود داشته باشد.يكي از همين اتفاقات ماجرايي بود كه اگر برايتان تعريف كنم قطعن باور نمي‌كنيد ولي اگر دليلش را بگويم بي‌آنكه كاري به صحت و سقمش داشته باشيد بي چون و چرا خواهيد پذيرفت.

ماجرا از اين قرار است كه وقتي اول صبح چشمانم را باز كردم كرنشي كرده و خميازه عميقي كشيدم.حالا شما خودتان را كنترل كنيد.
از جا بلند شده به سمت دستشويي رفتم،در دستشويي را كه باز كردم با صحنه عجيبي روبه‌رو شدم،دستشويي فيلتر شده بود و در ورودي دستشويي نوشته شده بود: دسترسي به مكان مورد نظر امكان پذير نمي‌باشد.
با تعجب در دستشويي را بسته هاج و واج به سمت حمام دويدم.در حمام را هم كه باز كردم دوباره با صفحه فيلترينگ روبه‌رو شدم با همان پيام قبلي: دسترسي به مكان مورد نظر امكان پذير نمي‌باشد.
از خير حمام و دستشويي گذشتم.مي‌دانستم از وي‌پي‌ان و انواع فيلترشكن‌ها چگونه استفاده مي‌كنند، اما فيلترشكني براي دستشويي و حمام سراغ نداشتم.خواستم به اتاق خواب برگردم و از اينترنت فيلترشكني براي حمام و دستشويي دانلود كنم كه ديدم در همين مدت كم اتاق خواب هم فيلتر شده بود و باز هم همان پيام قبلي: دسترسي به مكان مورد نظر امكان پذير نمي‌باشد.
كامپيوتر توي اتاق خواب بود و اتاق خوابم هم فيلتر شده بود.به سمت آشپزخانه رفتم،اما هم در ورودي و هم اوپن آشپزخانه هم فيلتر شده بود: دسترسي به مكان مورد نظر امكان پذير نمي‌باشد.
گوشي موبايلم را برداشتم شايد بتوانم از كسي كمک بخواهم،اما گوشي موبايلم هم فيلتر شده بود.در اين هنگام ناگهان زنگ در خانه به صدا در آمد در را كه باز كردم خارج خانه هم فيلتر شده بود.صدايي مي‌گفت:خونه‌ي شما هم كه فيلتر شده!دارم از دلدرد مي‌ميرم.
صدا را مي‌شنيدم ولي كسي را نمي‌ديديم.در خانه را بسته خواستم به پذيرايي برگردم كه ديدم، اي دل غافل در همين مدت كه رفتم در را باز كنم پذيرايي هم فيلتر شده است و همان پيام: دسترسي به مكان مورد نظر امكان پذير نمي‌باشد.
به سمت آينه قدي كه جلوي در ورودي خانه بود چرخيدم هنوز فيلتر نشده بود،به خودم در آينه نگاهي انداخته ديدم،كجاي كارم كه خودم هم فيلتر شده‌ام و روي صورتم نوشته شده است: : دسترسي به خودتان امكان پذير نمي‌باشد.
نمي‌دانستم چكار كنم؟بايد يک جوري خودم را با شرايط موجود وفق مي‌دادم.لابد صلاح بوده كه فيلتر شويم كه ناگهان با صداي گربه‌اي از خواب پريدم. بي درنگ،بي‌كرنش و خميازه، به سمت دستشويي دويده و در دستشويي را باز كردم؛از صفحه فيلترينگ خبري نبود،همچنين نه حمام،نه آشپزخانه و نه گوشي موبايل،مهمتر از همه در آينه كه به خودم نگاه كردم،واقعن جاي شكر داشت كه فيلتر نبودم.آنجا بود كه بسيار زيادتر از قبل خدا را شكر كردم! براي اينكه هنوز جاهايي هستند كه اجازه ورود به آنها آزاد است و نياز به فيلتر شكن ندارد.


چهارشنبه/ 2 بهمن 1392 /روزنامه 19 دي/ ستاره كلهر