بچه كه بوديم يك كلاس بود و يك جعبه مدادرنگي شش‌رنگي كه يكيش سياه بود، يكي ديگر سفيد، يك رنگ موشی هم داشت. براي يكي از بچه‌ها بود كه با حرفهاي معلم خام مي‌شد و بخشندگي مي‌كرد. مدادرنگي‌اش توي كلاس مي‌چرخيد و همه‌ي ما زنگ هنر از آن استفاده مي‌كرديم .با هم مهربان بوديم.يادش بخير! دفترهاي كاهي،جوراب‌هاي لنگه به لنگه،خلاصه روزگاري بود كه به خوبي و خوشي گذشت تا اينكه بزرگ شديم و هركدام براي خودمان كسي شديم. حالا كسي شده‌ايم به اسم اقشار كم درآمد.
اقشار كم در آمد چيست؟!اگر انصاف داشته باشيم به مجموع تمام كارگران و كارمندان كه در جامعه امروز كار مي‌كنند و حقوق مي‌گيرند كه حقوقشان نصف مخارج يك‌ماهشان هم نمي‌شود،اقشار كم در‌آمد مي‌گويند. كاري به اقشار پردر‌آمد نداريم.چون نه مي‌دانيم چطور و از كجا در مي‌آورند،نه مي‌دانيم كجا خرج مي‌كنند.اصلن تا به حال مسيرمان به سمت آنجايي كه آنها در‌آمدشان را درآورده و خرج مي‌كنند نيافتاده است.حتا فكرش را هم نمي‌كنيم روزي توي عمرمان از سركوچه‌شان هم بگذريم،چه برسد كه بخواهيم سر از كارشان در بياوريم. ما كم درآمدها سرمان از اول به خودمان گرم بوده و هست. دور و بري‌هاي خودمان كه شبيه ما هستند را خوب مي‌شناسيم.از بچگي با آنها بزرگ شده‌ايم توي كوچه و پس كوچه‌ها بازي‌هاي كودكانه كرده‌ايم،سرسفره هم، كم يا زياد نشسته و روزگاري گذرانده‌ايم كه خاطراتش را با دنيايي عوض نمي‌كنيم.
حالا بعضي ها به قشر ما اقشار كم در‌آمد مي‌گويند.با اينكه توي يك خانواده چندنفر در تلاش و تكاپو بوديم اما هر چه جان كنديم بيشتر دربيايد روزيِ ما همان چيزي بودكه به قول بعضي‌ها خداوند مقرر كرده و ما هم مثل مادرمان بيشتر از آن هم توقعي نداشتيم ،هميشه شكرگزار نعمتهايش بوديم. خداراشكر كرديم كه لااقل به روزي ديگران دست‌درازي نكرده و به قول پدرم تن و گوشتمان با لقمه‌اي نان حرام آلوده نشد.
گذشته از اينها بعضي‌ها چيزهايي مي‌گويند..مي‌گويند ما يك اقشاركم درآمد داريم يكي هم پردرآمد. اما دوستم مي‌گفت: كساني كه كار نمي‌كنند و اقشار بي‌درآمد هستند چه؟!در اين اوضاع گراني و تورم آن بنده‌خداها كجاي كارند؟!آيا به آنها هم بايد گفت: اقشار كم درآمد؟!
 با اينكه او حرفم را جدي نگرفته كلي به من خنديد. ولي من جدي گفتم و شوخي نكردم.گفتم: حرفش را باور نمي‌كنم.چرا كه ما اصلن چيزي به نام اقشار بي‌درآمد يا كم درآمد نداريم..حتا با تحقيقاتي كه من به شخصه انجام داده‌ام متوجه موضوع مهمي شده‌ام،كه آنهايي كه پردرآمد هستند يك جايي خيلي هم كم‌درآمدند و درست برعكسشان آدم‌هايي كه به قول شما كم درآمدند جايي هست كه درآمد پر و پيماني دارند كه پيمانه ندارد.گفتم: شايد فكر كني زده به سرم و يا دارم هذيان مي‌گويم.به هيچ عنوان اينطور نيست. با دلايل محكم ثابت مي‌كنم تحقيقات من مو، لاي درزش نمي‌رود و كاملن عادلانه است.به قول تو فرض كنيم يك عده‌اي بيكار هستند و هيچ درآمدي ندارند.با اين اوضاع تورم و گراني پدري از ايشان درمي‌آيد كه نپرس! آيا اين چيزي نيست؟!بالاتر از پدر هم چيزي سراغ داري؟! ضرب‌المثل "پدر درآمدن"را هم براي  اين روزها گذاشته‌اند.اين درست همان چيزي كه اقشار پردرآمد از آن هيچ درآمدي ندارند.
دوست من مدتها به اين حرف من مي‌خنديد.ولي من اصلن فكر نمي‌كنم حرف خنده‌داري زده باشم.خيلي هم جدي گفتم. درآمد،درآمد است.به هر حال هركسي درآمدي دارد فقط در جابه‌جايي كم و زياد دارد.