ديگر حرف زدن در مورد تورم و گراني يك چيز عادي‌است. در كوچه و بازار كه بگردي و آمار بگيري،حداقل روزي چندين بار ميان مردم كوچه و بازار از گراني و قيمت‌هاي كمرشكن از خانه و مسكن گرفته تا حتا نان و پنير و نيمرو صحبت پيش مي‌آيد.
ياد نموداري مي‌افتيم كه چند سال پيش بنده‌خدايي رو كرده بود و از پله‌هايش خوشبختي به بالا مي‌رفت بوي يارانه به دماغ مردم خورده بود..جلوي تلوزيون نشسته بودند و با خوشحالي نگاه مي‌كردند.به قول سهراب سپهري خدا بيامرز: نردباني که از آن، عشق مي رفت به بام ملکوت....!
البته نمودار هم پر بيراه نبود.فقط بايد به قولي ورچپه‌اش كني تا درست عمل كند.ورچپه همان سر و ته خودمان است.درست است. برگه نمودار را كه سر و ته بگيري متوجه مي‌شوي همه چيز بالا رفته است. تورم تا دلت بخواهد در بالاترين نقطه ايستاده است.سن ازدواج در حال رقابت براي ركورد زني با بيكاري است تا ببينند كدامشان جايگاه بالاتري را از ديگري مي‌گيرند و همچنان رقابت ادامه دارد.حتا بازي به وقت اضافه نيز كشيده است.طوري كه از نمودار بيرون زده و جو را رد كرده است.از كجا معلوم پاره‌گي مبارك لايه اوزون هم كار اين دو نباشد؟!. در اين ميان هم جوانها كه حالا سني از ايشان گذشته است،حتا ديگر به كار و ازدواج فكر هم نمي‌كنند،چه رسد به عمل كردن به فريضه مقدسي كه حالا آرزويي محال شده است.
از خير جوانها بگذريم!!!
يادش بخير! آن زمان يك آپاراتمان شصت متري قيمتش بيست ميليون بود.صاحبخانه شدن سخت بود اما غير ممكن نبود .با به روي كار آمدن طرح مسكن مهر قرار شد با دو ميليون تومن، تمام جوانهاي مزدوج خانه دار شوند.جناب مسكن هم ديد همه در حال پيشرفت هستند و او دارد كلاه سرش مي‌رود، خواست از غافله جا نماند.پاچه‌هاي شلوارش را بالا زد و دوان دوان از پله معرفت رفت بالا! مسكن مهر هم به دنبالش حالا ندو كي بدو!تا اينكه قيمت همان آپارتمان بيست ميليوني شد دويست ميليون و قيمت مسكن مهر دو ميليوني شد بيست ميليون سابق جناب آپارتمان كه از آن بالا داشت به ريش نداشته جوانان مسكن مهري مي‌خنديد چرا كه اغلب انصراف داده و دست از پا درازتر برگشته بودند سراغ همان اجاره نشيني خودشان!
خاطرات گذشته آدم را ياد بازي‌هاي المپيك مي‌اندازد.رقابت سختي براي بالا رفتن از نمودار بود..يك روز قيمت زمين و مسكن از همه پيشي مي‌گرفت.يك روز صف مرغ را در اوج گراني مي‌گرفتي با قيمت توي صورتت مي‌خورد و روز ديگر تخم مرغ در روي مادرش مي‌ايستاد و با بي‌شرمي از او جلو مي‌زد.خلاصه از تايد و اسكاج و چاي و قند گرفته تا بنزين و پوشاك بچه و همه و همه در اين رقابت حضوري چشم‌گير داشتند.آخرين ركوردي هم كه زده شد همين چند توسط دلار بي‌پدر مادر اجنبي‌هاي از خدا بي‌خبر بود كه با موسيقي شقيع ابرو مي‌ندازي بالابالا! خوش رقصي كرد و  كمر اقتصاد خانواده‌ها را در حركتي غير موزون از حالت قائمه به زاويه بسته تبديل كرده،خيال همه را راحت كرد.
اما با اين اوضاع  چيزهايي هستند كه هنوز اين زير مانده اند.شايد باورتان نشود ولي چرا؟! چيزهايي هست كه تورم نتوانسته هيچ تاثيري روي آنها بگذارد و همچنان با همان نرخ قبل به قوت خود باقي‌است. بله!مثلن حقوق مردم و يارانه‌ها كه بدون متورم شدن در همان اندازه‌اي كه بود مثل مرد در جاي خود ايستاده و خيال تكان خوردن ندارد. حتا در زير اينها هم خطي است كه يك چيزهايي به نام مردم زير آن ايستاده‌اند و به آن خط فقر مي‌گويند.حالا بهتر است صدايش را در نياوريد.بالاخره اين همه چيز بالا رفته، يكي هم بماند اين زير، كسي اعتراضي دارد؟!

 

منتشر شده در رزونامه ۱۹ دي