سگ اومد!
كدوم سگ
هم سگ كه مرغو خورده
كدوم مرغ
هم مرغ زرد پا كوتا،گردن هما..

توي ده شلمرود
كار ده هركي هركي بود
يك زموني تو كوچه هاش
پس كوچه هاش
پُر بودش از مرغ حنا
مرغ حناي تخم طلا
مردم ده آسي بودن
از دست اين جونورا

از ننه قندي تا عاباس
هيشكي تو ده
نه مرغ مي‌خواس
نه تخم مي‌خواس

اما بازم، مرغ حناي ناقلا
گردن هماي پاكوتا
كيشش مي‌كردي هو مي‌كرد
زودي جلوت تخم دوزرده رو مي‌كرد

خسته بودن مردم ده
از هر چي مرغ پاكوتاس
هيشكي توده
نه مرغ مي‌خواس
نه تخم مي‌خواس

مرغه به هرجا مي‌رسيد
هي خودشو لوس مي‌كرد
براي هر مهموني‌اي
ديگ و اجاقو بوس مي‌كرد
مرغ حناي بي پدر
بي‌حياي كاكل به سر

ناهار و شام هرجا پلاس
هيشكي تو ده
نه مرغ مي‌خواس
نه تخم مي‌خواس

اما يه شب تا به سحر
از مردم ده بي‌خبر
سگا به ده پاتك زدن
به مرغا ناخنك زدن
صب توي ده نه مرغ بودش
نه حتا يه تخم طلا

مش حسني به هر كجا
از مرغ زرد پاكوتا
حتا يه كم اثر نديد
از كاكلي،خانم حنا
تو كوچه ها خبر نديد

مشدي حسن گشنه گداس
ننه‌ش مي‌گف :مرغ شما سر به هواس
اما حسن
يا تخم مي‌خواس
يا مرغ مي‌خواس

حالا تو ده
هم حسني،هم مملي
مشهدي كبرا،كلبلي
پشيمون و خسته شدن
در پي مرغ تخم طلا
حيرون و آواره شدن

يك جايي هم يك خبراس
حاجي ده دس به دعاس
بساط سفره روبه راس
نهار و شام
هم تخم مي‌خواس
هم مرغ مي‌خواس


"ستاره كلهر"