امروز دلم می خواد  اصلا داستان آپ نکنم؛از دست حاجی ، حاج خانوم، داداشا، از دست کل ملت، بیشتر از همه عزیزترینم  شاکیم می خوام شعر بگم، مگه من چمه می خوام شاعر بشم،حالا که حاجی ...بی خیال / این شعر رو رفتیم تو انجمن شعر ادب شهرمون بخونیم قبلش صدام کردن بردنم تو یه اتاق چشمتون روز بد نبینه دو تا آقا که یکیشون چون ریشاش سنگینی میکرد بنده خدا سرش خم شده بود و همش پایین بوداما یکیش زورش زیاد بود و ریشاش رو میتونست بلند کنه یه تسبیح داشت این هوا (دستاتون رو تا جایی که می تونین باز کنید نمیخاد اندازه قد شما/ بعد که شعرم رو خوندم گفتن باید سانسور شه / چه معنی داره دختر بن بنازه یا خط لب بکشه /اون قسمت آبی رو نخونید آخه فیلتر شدهی شهر مقدس قمه

اگر شاعر جماعت با شعر ستاره مشکل دارید یا علی من منتظرم،

اعصاب معصاب که نیست،بابا بسه همش ...////شعرمو بخونید خودتون می فهمید چه خبره...

 

 داداشای ...

میخوام بگم از داداشای اخته

 از این دوتا مو فشن شلخته

 ابروهای کمون و بالا رفته

شلواری که یه کم مونده بی افته

هی میشینن زیر ابرو ور میدارن

 تو چشاشون لنزای شاد می ذارن

 هیکلای صاف و یه دس کتابی

را میرن و قر میریزن حسابی

با پرادو تو خیابون پلاسن

از صب تا شب با دخترا می لاسن

چرا کسی کار به کارش نداره

مامان همه ش ني به لالاش می ذاره

  بابا براش یه خط خریده دیروز

 انگاری رفته از یادش پریروز 

حالا بذارین که بگم از خودم

که گیر می دن بابا _ مامان دم به دم

ترکی میگم اینو شما نفهمید

مامان گفته به من یه وخ نخندید

گچی کیمین انبارلاردا بییرمه

قشنگ دولان اوزوو قورد قیرمه

آرایشدن نمه گلیپ سیزلره

اتوراندا سورمه چکز گوزلره

قولاخ آسين اوده دین سوزلره

مردم گلیپ سوز قیریر بیزلره

دختری که چادر تو سیاهه

 آخه چرا؟مانتوی تو کوتاهه

 از دختر حاجی؛اینا بعیده 

کار یه مش بچه ندید بدیده

  را که میری پیش پاتو نیگا کن

 کفشای ساده و سیا به پا کن

دیروز بودش یا این که اون هفته بود

 روسریتو دیدم عقب رفته بود

  شلوار برمودا چرا پوشیدی؟

  خاک به سرم خط لبم کشیدی ؟

صورتتو بن ننازی یه موقع 

ساعت چار؛خونه باشی به موقع

   توی کیفت پنکک و خط چش بود ..

خلاصه عمرم پی کشمکش بود

شما بگین، با وجدان اسوده

فرق ستاره و رضا چی بوده