اين‌روزها كه بازار انتخاب و انتخابات داغ است، مطمئنن شما هم خبر داريد كه عصر يخبندان در بازار  اقلام ضروري كه مورد نياز هر آشپرخانه ساده ايست با چه درجه‌اي شروع شده است؟قيمت‌هاي سرسام‌آور كالاي ساده اي مانند سيب‌زميني و پياز صداي پدر و مادرخانواده‌ در آورده است.
نامردها براي خودشان دارند سروري مي‌كنند.نه كسي حريفشان است، كسي كاري به كارشان ندارد.همين جناب سيب‌زميني پشندي كه اين روزها با دلار رقابت مي‌كند.قيمت يك كيلويش را از دوهزار و پانصد تومن به مزايده گذاشته و خبر رسيده حتادوبرابر دلار هم خود را به فروش رسانده است..هر چند اقلام ديگر هم دست كمي از ايشان  ندارند.
آيا امسال زردآلو خورده‌ايد؟یا چشمتان آلبالو گیلاس چیده‌ است؟لابد خبر داريد كه يك كيلو زردآلوي توليد باغ پدربزرگ پنج برابر دلار چاپ اجنبي‌ قيمت دارد! ولی چطور است که بابابزرگ ناهار آب دوغ خیارش ماست ندارد! اجنبی ها چه خيال كرده‌اند.به خيالشان بازار ارز را مي‌ توانند بگيرند و ركورد دار ارزش آن باشند،دنيا به کامشان است؟! دلار كه يك تكه كاغذ است.اگر عرضه دارند بيايند  مثل ما ركورد‌دار قيمت  سيب‌زمينی پياز  باشند!
من پيشنهاد مي‌كنم با اوضاع پيش آمده در رژيم غذايي خود تغييراتي صورت دهيم.مثلن جاي سيب‌زميني، پياز و انواع غذاهاي رنگارنگ سنتي و غير سنتي،خیلی راحت و بی‌دردسر اسكناس بخوريم!
ديگر پخت و پز و خوردن خوراک های خدادادی صرف نمي‌كند.يك اشکنه ساده وقتي براي يك خانواده چهار نفري ده هزار تومن آب مي‌خورد چه كاري است كه خود را به دردسر بياندازيم؟همان ده هزار تومن را اسكناس پنجاه يا صد تومني تهيه كرده  مي‌خوريم.
پنج هزار تومن سيب‌زميني كه تمام هيكلش را نشاسته گرفته، يا پياز كه همينطوري اشك آدم را در مي‌آورد حالا با اين قيمت چند هزار تومني براي خودش پادشاهي مي‌كند، يا  گوجه‌اي كه زماني نه چندان دور سر يك كوچه‌اي  فقط دويست و پنجاه تومن بود،حالا  همراه ديگر دوستانشان سوارمان شده‌ توان خريد را گرفته‌اند،خودشان  چاره‌اي باقي نگذاشته‌اند كه آخرين چاره‌مان اين باشد كه چمچاره كرده،جای آنها اسكناس بخوريم.چه ايرادي دارد؟ به عنوان اولين ملت اسكناس خور در دنيا مشهور مي‌شويم.شايد در كتاب گينس هم اسممان ثبت شد.
من اقتصاد دان نیستم اما در زمان كنوني كه افسار قيمت‌ها از دست دوستان در رفته است،خوردن دوهزار تومن اسكناس پنجاه‌ يا صد تومني و حتا دويست تومني به نظرم خيلي به صرفه‌تر از خوردن سيب زميني چهارهزار تومني است..نه زحمت خريد و هزينه اياب و ذهاب را به خود مي‌دهيم،نه زحمت پخت و پز و هزينه مصرف انرژي دارد.در مصرف آب و برق و گاز هم صرفه‌جويي مي‌شود.چرا که اسكناس نه نياز به سرخ كردن دارد و نه حتا آب پز شدن...
دوهزار تومن اسكناس پنجاه تومني چند نفر را سير مي‌كند؟اوايل احتمال دارد.افراد خانواده به سومين اسكناس نرسيده رودل کنند که جاي نگراني نيست،گلاب به رویتان آدمي‌زاد ثابت كرده به  مرور زمان به خوردن هر چيزي می‌تواند عادت ‌كند.
 اسكناس‌هاي توي سفره هم مي‌تواند به بضاعت خانواده‌ها بستگي داشته‌باشد يكي مي‌تواند اسكناس پنجاه تومني سر سفره‌اش بگذارد،يكي هم صد و يا حتا دويست و پانصد تومني...! ميهمان كه آمد تا دوهزار تومني هم جا دارد.
هر طور كه حساب كنيم با اوضاع پيش آمده در اين داغ‌بازار انتخاباتي كه بازار اقلام ضروري با مردم به سردي برخورد كرده، جيب‌هايشان را نقره داغ مي‌كنند،شما شك نكنيد خوردن اسكناس به مراتب از خوردن يك نیم وعده اشکنه  به صرفه تر است.

 

منتشر شده در روزنامه ۱۹ دی